دوچرخه که راه افتاد دیگه من همه کارام رو با اون انجام می دم!
هوا ابن روزها داره کم کم خوب می شه... نرم نرم بهار اومد! درختها شکوفه زدن و برگهای تازه سبز پسته ای شون جوونه زده!
آدم دلش می خواد از صبح تا شب بره بیرون بگرده!
روزها خیلی بلند و کشدار شدن! الان ساعت 11 تازه هوا گرگ و میش می شه!
و من از شادی و سر مستی در پوست خودم نمی گنجم!
قدر هر روزتون رو بدونین. برای منی که جایی زندگی می کنم که 7 ماه از سال سرده وتوو زمستون 3 ماهش فقط 5-6 ساعت روزه و سرمای هوا برای مدت طولانی زیر صفره ، رسیدن بهار و تابستون یک موهبت بزرگه. چیزی که کمتر در ایران متوجه اش می شدم.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت 2:31 بعد از ظهر  توسط فافا
|
دیروز دستم خط خورد و شب شام خوردم! :(
خیلی دختر بدی شدم نه؟؟
ولی عوضش رفتم دوچرخه سواری! 5 کیلومتر :)
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391ساعت 5:36 بعد از ظهر  توسط فافا
|
امروز ساعت 6 بیدار شدم. شب خوب خوابیدم. با نشاط و تازه بلند شدم. رفتم بیرون هوای مطبوع بارون خورده... نسیم بهاری... خیلی لذت بخش بود. هوای صبح رو خیلی دوست دارم. تازه و تمیزه. مثل یک نوزاد لطیف و نرمه. زنده ست.
از ماه آینده صبح ساعت 6 بیدار می شم می رم دوچرخه سواری.4 کیلومتر تا بندر رفت و برگشت. ورزش مفرحیه.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391ساعت 9:28 قبل از ظهر  توسط فافا
|
دویدن آرام کنار رودخونه! جای همگی خالی! :)
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391ساعت 10:8 قبل از ظهر  توسط فافا
|
دیروز....
دیروز روز جالبی بود.
خیلی ناگهانی با مریم رفتم سینما. ساعت 4 عصر تا 7:30. می پرسین چرا اینقدر طولانی بود؟
آخه فیلمش تایتانیک بود!
تایتانیک 3 بُعدی!!!
لذتی بردم که حد نداشت! کل دیروز و امروز توو فکر صحنه ای بی نظیر فیلم و حرف های دلنشینش بودم...
-----------------
دلم برای خونه تنگ شده! این اواخر هر شب خواب ایران رو می بینم...
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391ساعت 4:2 بعد از ظهر  توسط فافا
|
این چند روز همه اش در گیر کارای روزانه بودم. جاتون خالی دوستم دعوتم کرد برای آش رشته! وای چه خوب بود! بعد از مدتها!
می دونین چه کاری رو شروع کردم؟ شبها توو تختم که می رم بخوابم قبل خواب اول چند تا نرمش پا که به حالت دراز کشیده هست می زنم برای پهلوی پاهام . 50تا هر پا بعدش هم طاق باز می خوابم و حرکت های پا و شکم. قشنگ که دردم گرفت تموم می کنم. این حرکتها در دراز مدت خیلی تاثیر داره.
امروز می رم پیاده روی و دو آرام. :)
وزنم رو یادم رفت بگیرم سر صبح فردا صبح می گیرم و در جدول می ذارم. باید تا آخر هفته عدد رو بیارمش پایین! :)
شاد باشین.
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391ساعت 10:5 قبل از ظهر  توسط فافا
|
خیلی سرم شلوغه.
ولی دارم خوب جلو می رم و نمی ذارم که مشغله کاریم جلوی اهداف دیگه ام رو بگیره. تا آخر ماه دو کار خیلی مهم باید انجام بشه!
یک > وزن و ورزشم تنطیم بشه و جواب خوب بگیرم ازش. باید بیفتم رو دور لاغری نه اینکه در جا بزنم!
دو> تزم رو بفرستم برای تصحیح :)
جفتشون برای من الان به یک اندازه ارزش دارن.
شاد باشین و پیروز
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391ساعت 2:46 بعد از ظهر  توسط فافا
|
امروز صبح دیگه با این تصمیم بیدار شدم که جدی تر باشم در ورزش و رژیم! وگرنه عمری رو باید در فکر اندام مورد نظرم سپری کنم. واقعیت اینه که نه فقط زیبایی که سلامتی بدن هم برام مهمه. تا جوون و سالم هستم باید به فکر روزهایی باشم که اگر پیر شدم باید با درد و رنج بگذرونم! فردا روز کار هست و همه تعطیله. بزرگترین جشن جوون ها در امروز و پیک نیک فرداس. کل جمعیت شهر جمع می شن مرکز شهر و جشن می گیرن. اونقدر هم مشروب می خورن که همه مست و پاتیل می شن! :))
امروز نیمه تعطیله. تا ظهر همه کار می کنن. امشب خونه دوستم دعوت شدم و باید قبلش برای کباب جوجه بخرم. خدا کنه که بعد از ظهر فروشگاه ها لااقل باز باشن!
تازه می خوام برم بدوم قبلش! :)
روز خوبی داشته باشین!
+ نوشته شده در دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391ساعت 9:24 قبل از ظهر  توسط فافا
|
بعد از مدتها نمی دونم شاید 2 ماه دیروز ویرم گرفت غذا بپزم. من خیلی دلمه فلفل دوست دارم البته دلمه برگ مو در درجه اوله ولی حالا از کجا من برگ مو پیدا کنم؟؟؟
بنابراین دلم رو به همین دلمه فلفل و سیب زمینی و گوجه و بادمجون خوش کردم!
آشپزیم خوبه ! یعنی از روی غریزی غذاهام خوب در می آد!
امروز دو تا دلمه متوسط رو برای نهار آوردم و گرم کردم خوردم جای شما خالی خوب در اومدن! :)
یک 2-3 ماهی می شه من هوس آش رشته کردم شدید... ولی تنبلیم می آد! مامان همه چی رو برایم تابستون پارسال که اومده بود آماده کرده ولی من حس درست کردنش رو ندارم. می دونین چرا؟ خوب آش رشته یعنی بگو و بخند و گپ دوستانه. یعنی بوی نعناع داغ بپیچه توو خونه یعنی حس خوبه در کنار خانواده بودن!
اینجوریه که آش رشته که خوبه، یک استکان چای برام لذت بخشه!
شاد باشین :)
پ.ن. بارون داره می آد! بی وجدان نمی ذاره 2 روز آفتاب ببینیم!
برچسبها:
روزمره
+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391ساعت 12:26 بعد از ظهر  توسط فافا
|
خوب بالاخره بهار به اینجا هم سرک کشید!
دیروز روز گرمی بود!!(گرم یعنی +16!!) خیلی خوشحال و ذوق زده بودیم که بدون کاپشن داریم می ریم بیرون!
با دوستان رفتم یک دوری کنار رودخونه پهلوی خونه و سد و بعدش هم از یک بیشه رد شدیم و عکاسی کردیم از طبیعت!
روز خوبی بود .
امشب می تونم برم بدوم! هورااا!!
جدول رو می تونین از فردا دنبال کنین!
دارم توو غذا خوردن هم رعایت می کنم که بیفتم رو دور رژیم و لاغری! :)
هفته خوبی داشته باشین دوستان!
+ نوشته شده در دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391ساعت 9:39 قبل از ظهر  توسط فافا
|